آپلود فایل و تصویراپلود سنتر بیست تولز
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا


غدیر خم -اهمیت حجه الوداع
هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم و خروج آن حضرت از مکه معظمه نقطه عطفی در تاریخ اسلام به شمار می آید و بعد از این هجرت، حضرت سه بار به مکه سفر کرده اند.
بار اول در سال هشتم پس از صلح حدیبیه به عنوان عمره وارد مکه شدند و طبق قراردادی که با مشرکین بسته بودند فوراً بازگشتند.
بار دوم در سال نهم به عنوان فتح مکه وارد این شهر شدند، و پس از پایان برنامه ها و برچیدن بساط کفر و شرک و بت پرستی به طائف رفتند و هنگام بازگشت به مکه آمده و عمره بجا آوردند و سپس به مدینه بازگشتند.
سومین و آخرین بار بعد از هجرت که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم وارد مکه شدند در سال دهم هجری بعنوان حجه الوداع بود که حضرت برای اولین بار به طور رسمی اعلان حج دادند تا همه مردم در حد امکان حاضر شوند.
در این سفر دو مقصد اساسی در نظر بود، و آن عبارت بود از دو حکم مهم از قوانین اسلام که هنوز برای مردم به طور کامل و رسمی تبیین نشده بود: یکی حج، و دیگری مسئله خلافت و ولایت و جانشینی بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم.

 

آغاز سفر حج
پس از اعلان عمومی، مهاجرین و انصار و قبایل اطراف مدینه و مکه و حتی بلاد یمن و غیر آن بسوی مکه سرازیر شدند تا جزئیات احکام حج را شخصاً از پیامبرشان بیاموزند و در اولین سفر رسمی حضرت، به عنوان حج شرکت داشته باشند. اضافه بر آنکه حضرت اشاراتی فرموده بودند که امسال سال آخر عمر من است و این می توانست باعث شرکت همه جانبه مردم باشد.
جمعیتی حدود یکصد و بیست هزار نفر (گاهی بیشتر از آن را هم نقل کرده اند) در مراسم حج شرکت کردند که فقط هفتاد هزار نفر آنان از مدینه به همراه حضرت حرکت کرده بودند، بطوریکه لبیک گویان از مدینه تا مکه متصل بودند.
حضرت چند روز به ماه ذی الحجه مانده از مدینه خارج شدند و بعد از ده روز طی مسافت در روز سه شنبه پنجم ذی الحجه وارد مکه شدند.
امیرالمومنین علیه السلام هم که قبلاً از طرف حضرت به یمن و نجران برای دعوت به اسلام و جمع آوری خمس و زکات و جزیه رفته بودند به همراه عده ای در حدود دوازده هزار نفر از اهل یمن برای ایام حج به مکه رسیدند.
با رسیدن ایام حج در روز نهم ذی الحجه حضرت به موقف عرفات رفتند و بعد از آن اعمال حج را یکی پس از دیگری انجام دادند، و در هر مورد واجبات و مستحبات آن را برای مردم بیان فرمودند.

خطابه اول در منی
در عرفات دستور الهی نازل شد که علم و ودایع انبیاء علیهم السلام را به علی بن ابی طالب علیه السلام منتقل کند و او را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی کند.
در منی پیامبر صلی اله علیه و اله و سلم اولین خطابه خود را ایراد فرمودند که در واقع یک زمینه سازی برای خطبه غدیر بود. در این خطبه ابتدا اشاره به امنیت اجتماعی مسلمین از نظر جان و مال و آبروی مردم نمودند، و سپس خونهای بناحق ریخته شده و اموال بناحق گرفته شده در جاهلیت را رسماً مورد عفو قرار دادند تا کینه توزیها از میان برداشته شود و جوّ اجتماع برای تامین امنیت آماده شود. سپس مردم را برحذر داشتند که مبادا بعد از او اختلاف کنند و بر روی یکدیگر شمشیر بکشند.
در اینجا تصریح فرمودند که:
اگر من نباشم علی بن ابی طالب در مقابل متخلفین خواهد ایستاد.
سپس حدیث ثقلین بر لسان مبارک حضرت جاری شد و فرمودند:
من دو چیز گرانبها در میان شما باقی می گذارم که اگر به این دو تمسک کنید هرگز گمراه نمی شوید: کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم.
اشاره ای هم داشتند به اینکه عده ای از همین اصحاب من روز قیامت به جهنم برده می شوند.
نکته جالب توجه اینکه در این خطابه، امیرالمومنین علیه السلام سخنان حضرت را برای مردم تکرار می کردند تا آنان که دورتر بودند بشنوند.

خطابه دوم در مسجد خیف در منی
در روز سوم از توقف در منی، بار دیگر حضرت فرمان دادند تا مردم در مسجد خیف اجتماع کنند. در آنجا نیز خطابه ای ایراد فرمودند که ضمن آن صریحاً از مردم خواستند که گفته های ایشان را خوب به خاطر بسپارند و به غائبان برسانند. 
در این خطبه به اخلاص عمل و دلسوزی برای امام مسلمین و تفرقه نینداختن سفارش فرمودند و تساوی همه مسلمانان در برابر حقوق و قوانین الهی را اعلام کردند. بعد از آن بار دیگر متعرض مسئله خلافت شدند و حدیث ثقلین بر لسان حضرت جاری شد، و بار دیگر برای غدیر زمینه را آماده کردند.
در این مقطع، منافقین کاملاً احساس خطر کردند و قضیه را جدی گرفتند و برنامه های خود را آغاز کردند و پیمان نامه نوشتند و هم قسم شدند.

لقب امیرالمؤمنین
در مکه جبرئیل، لقب امیرالمؤمنین را به عنوان اختصاص آن به علی بن ابی طالب علیه السلام از جانب الهی آورد، اگر چه این لقب قبلاً نیز برای آن حضرت تعیین شده بود.
پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم هم دستور دادند تا یک یک اصحابش نزد علی علیه السلام بروند و به عنوان امیرالمؤمنین بر او سلام کنند و السلام علیک یا امیرالمؤمنین بگویند، و بدینوسیله در زمان حیات خود، از آنان اقرار بر امیر بودن علی علیه السلام گرفت.
در اینجا ابوبکر و عمر به عنوان اعتراض به پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم گفتند: آیا این حقی از طرف خدا و رسولش است؟ حضرت غضبناک شده فرمودند: حقی از طرف خدا و رسولش است، خداوند این دستور را به من داده است.

اعلان رسمی برای حضور در غدیر
با اینکه انتظار می رفت پیامبر خدا در اولین و آخرین سفر حج خود مدتی در مکه بمانند، ولی بلافاصله پس از اتمام حج حضرت به منادی خود بلال دستور دادند تا به مردم اعلان کند: فردا کسی جز معلولان نباید باقی بماند، و همه باید حرکت کنند تا در وقت معین در غدیر خم حاضر باشند.
غدیر کمی قبل از جحفه که محل افتراق اهل مدینه و اهل مصر و اهل عراق و اهل نجد بود به امر خاص الهی انتخاب شد. در این مکان، آبگیر و درختان کهنسالی وجود داشت. هم اکنون نیز، غدیر محل شناخته شده ای در دویست و بیست کیلومتری مکه و به فاصله دو میل قبل از جحفه به طرف مکه قرار دارد، و مسجد غدیر و محل نصب امیرالمؤمنین علیه السلام محل عبادت و زیارت زائران است.
برای مردم بسیار جالب توجه بود که پیامبرشان - بعد از ده سال دوری از مکه – بدون آنکه مدتی اقامت کنند تا مسلمانان به دیدارشان بیایند و مسایل خود را مطرح کنند، بعد از اتمام مراسم حج فوراً از مکه خارج شدند و مردم را نیز به خروج از مکه و حضور در غدیر امر نمودند.
صبح آن روز که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم از مکه حرکت کردند، سیل جمعیت که بیش از صد و بیست هزار نفر (و به قولی صد و چهل هزار، و به قول دیگر صد و هشتاد هزار نفر) تخمین زده می شدند به همراه حضرت حرکت کردند. حتی عده ای حدود دوازده هزار نفر از اهل یمن که مسیرشان به سمت شمال نبود همراه حضرت تا غدیر آمدند.

اجتماع خطابه و جزئیات خطبه
همینکه به منطقه کراع الغمیم - که غدیرخم در آن واقع شده – رسیدند، حضرت مسیر حرکت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدیر تغییر دادند و فرمودند:
أَیُّهَا النَّاسُ أَجِیبُوا دَاعِیَ اللَّهِ أَنَا رَسُولُ اللَّه ؛ ای مردم، دعوت کننده خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم.
و این کنایه از آن بود که هنگام ابلاغ پیام مهمی فرا رسیده است.
سپس فرمان دادند تا منادی ندا کند: «همه مردم متوقف شوند و آنانکه پیش رفته اند بازگردند و آنانکه پشت سر هستند توقف کنند» تا آهسته آهسته همه جمعیت در محل از پیش تعیین شده جمع گردند. و نیز دستور دادند: کسی زیر درختان کهنسالی که در آنجا بود نرود و آن موضع خالی بماند.
پس از این دستور همه مرکبها متوقف شدند، و کسانی که پیشتر رفته بودند بازگشتند و همه مردم در منطقه غدیر پیاده شدند و هر یک برای خود جایی پیدا کردند، و کم کم آرام گرفتند.
شدت گرما در اثر حرارت آفتاب و داغی زمین سوزنده و به حدی ناراحت کننده بود که مردم و حتی خود حضرت گوشه ای از لباس خود را به سرانداخته و گوشه ای از آن را زیرپای خود قرار داده بودند، و عده ای از شدت گرما عبای خود را به پایشان پیچیده بودند.
از سوی دیگر، پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم سلمان و ابوذر و مقداد را فراخواندند و به آنان دستور دادند تا به محل درختان کهنسال بروند و آنجا را آماده کنند. آنها خارهای زیر درختان را کندند و سنگهای ناهموار را جمع کردند و زیر درختان را جارو کردند و آب پاشیدند. در فاصله بین دو درخت روی شاخه ها پارچه ای انداختند تا سایبانی از آفتاب باشد، و آن محل برای برنامه سه روزه ای که حضرت در نظر داشتند کاملاً مساعد شود.
سپس در زیر سایبان، سنگها را روی هم چیدند و از رواندازهای شتران و سایر مرکبها هم کمک گرفتند و منبری به بلندی قامت حضرت ساختند و روی آن پارچه ای انداختند، و آنرا طوری بر پا کردند که نسبت به دو طرف جمعیت در وسط قرار بگیرد و پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم هنگام سخنرانی مشرف بر مردم باشد تا صدای حضرت به همه برسد و همه او را ببینند.
البته ربیعه بن امیه بن خلف کلام حضرت را برای مردم تکرار می کرد تا افرادی که دورتر قرار داشتند مطالب را بهتر بشنوند.

پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السّلام بر فراز منبر 
انتظار مردم به پایان رسید. ابتدا منادی حضرت ندای نماز جماعت داد، و سپس نماز ظهر را به جماعت خواندند.
بعد از آن مردم ناظر بودند که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم بر فراز آن منبر ایستادند و امیرالمؤمنین علیه السلام را فراخواندند و به ایشان دستور دادند بالای منبر بیایند و در سمت راستشان بایستند. قبل از شروع خطبه، امیرالمومنین علیه السلام یک پله پایین تر بر فراز منبر در طرف راست حضرت ایستاده بودند.
سپس آن حضرت نگاهی به راست و چپ جمعت نمودند و منتظر شدند تا مردم کاملاً جمع شوند. پس از آماده شدن مردم، پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم سخنرانی تاریخی و آخرین خطابه رسمی خود را برای جهانیان آغاز کردند.

دو اقدام عملی بر فراز منبر
در اثناء خطبه، پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دو اقدام عملی بر فراز منبر انجام دادند که بسیار جالب توجه بود:

1- علی بن ابی طالب علیه السلام بر فراز دست پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم
پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم پس از مقدمه چینی و ذکر مقام خلافت و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، برای آنکه تا آخر روزگار راه هرگونه شک و شبهه بسته باشد و هر تلاشی در این راه در نطفه خنثی شود، ابتدا مطلب را به طور لسانی اشاره کردند، و سپس به صورت عملی برای مردم بیان کردند. بدین ترتیب که ابتدا فرمودند: 
باطن قرآن و تفسیر آنرا برای شما بیان نمی کند مگر این کسی که من دست او را می گیرم و او را بلند می کنم و بازویش را گرفته او را بالا می برم. 
بعد از آن، حضرت گفته خود را عملی کردند، و بازوی علی بن ابی طالب علیه السلام را گرفتند. در این هنگام امیرالمؤمنین علیه السلام دست خود را به سمت صورت حضرت باز کردند تا آنکه دستهای هر دویشان به سوی آسمان قرار گرفت. سپس پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم امیرالمومنین علیه السلام را از جا بلند کردند تا حدی که پاهای آن حضرت محاذی زانوهای پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم قرار گرفت و مردم سفیدی زیر بغل آن دو را دیدند، که تا آن روز دیده نشده بود. در این حال فرمودند:
هر کس من مولی و صاحب اختیار اویم این علی مولی و صاحب اختیار اوست.

2- بیعت با قلبها و زبانها
اقدام دیگر حضرت آن بود که چون بیعت گرفتن از فرد فرد آن جمعیت انبوه، ار طرفی غیر ممکن بود و از سوی دیگر امکان داشت افراد به بهانه های مختلف از بیعت شانه خالی کنند و حضور نیابند، و در نتیجه نتوان التزام عملی و گواهی قانونی از آنان گرفت، لذا حضرت در اواخر سخنانشان فرمودند: ای مردم، چون با یک کف دست و با این وقت کم و با این سیل جمعیت، امکان بیعت برای همه وجود ندارد، پس شما همگی این سخنی را که من می گویم تکرار کنید و بگویید:
ما فرمان تو را که از جانب خداوند درباره علی بن ابی طالب و امامان از فرزندانش به ما رساندی اطاعت می کنیم و به آن راضی هستیم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر این مدعا بیعت می کنیم ... عهد و پیمان در این باره برای ایشان از ما، از قلبها و جانها و زبانها و ضمایر و دستمان گرفته شد. هر کس به دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار کرده است.
پیداست که حضرت، عین کلامی را که می بایست مردم تکرار کنند به آنان القا فرمودند و عبارات آن را مشخص کردند تا هر کس به شکل خاصی برای خود اقرار نکند، بلکه همه به آنچه حضرت از آنان می خواهد التزام دهند و بر سر آن بیعت نمایند.
وقتی کلام پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم پایان یافت همه مردم سخن او را تکرار کردند و بدینوسیله بیعت عمومی گرفته شد.

بیعت مردان
پس از پایان خطبه، مردم به سوی پیامبر و امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما و آلهما هجوم آورند، و با ایشان به عنوان بیعت دست می دادند، و هم به پیامبر و هم به امیرالمؤمنین علیهما السلام تبریک و تهنیت می گفتند، و پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم هم می فرمودند: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنَا عَلَى جَمِیعِ الْعَالَمِین‏.
عبارت تاریخ چنین است: پس از اتمام خطبه، صدای مردم بلند شد که: آری، شنیدیم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت می کنیم. بعد به سوی پیامبر و امیرالمومنین صلوات الله علیهما و آلهما ازدحام کردند و برای بیعت سبقت می گرفتند و با ایشان دست بیعت می دادند.
برای آنکه رسمیت مسئله محکم تر شود، وآن جمعیت انبوه بتوانند مراسم بیعت را به طور منظم و برنامه ریزی شده ای انجام دهند، پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دستور دادند تا دو خیمه برپا شود. یکی را مخصوص خودشان قرار دادند تا در آن جلوس نمایند، و امر کردند تا مردم جمع شوند.
پس از آن مردم دسته دسته در خیمه پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم حضور می یافتند و با آن حضرت بیعت نموده و به او تبریک و تهنیت می گفتند. سپس در خیمه مخصوص امیرالمومنین علیه السلام حاضر می شدند و به عنوان امام و خلیفه بعد از پیامبرشان با او بیعت می کردند و به عنوان امیرالمومنین بر او سلام می کردند، و این مقام والا را به آن حضرت تبریک و تهنیت می گفتند.
نکته قابل توجهی که در هیچیک از پیروزی های پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم – چه در جنگها و چه سایر مناسبتها و حتی فتح مکه – سراغ نداریم، این است که حضرت در روز غدیر مکرر می فرمود:
به من تبریک بگویید، به من تهنیت بگویید، زیرا خداوند مرا به نبوت و اهل بیتم را به امامت اختصاص داده است .
و این نشانه فتح بزرگ و در هم شکستن کامل سنگرهای کفر و نفاق است.
برنامه بیعت و تهنیت تا سه روز ادامه داشت، و این مدت را حضرت در غدیر اقامت داشتند.
بسیار بجاست که در این مقطع به قطعه جالبی از تاریخ این بیعت اشاره کنیم:
اولین کسانی که در غدیر با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت نمودند و خود را از دیگران جلو انداختند همانهایی بودند که زودتر از همه آنرا شکستند و پیش از همه پیمان خود را زیر پا گذاشتند. آنان عبارت بودند از: ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه و زبیر، که بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم یکی پس از دیگری رو در روی امیرالمؤمنین علیه السلام ایستادند.
جالبتر اینکه عمر بعد از بیعت این کلمات را بر زبان می راند:
افتخار برایت باد، گوارایت باد ای پسر ابی طالب، خوشا به حالت ای ابا الحسن، اکنون تو مولای من و مولای هر مرد و زن مومنی شده ای!
نکته دیگری که بار دیگر چهره دو رویان را روشن ساخت این بود که پس از امر پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم همه مردم بدون چون و چرا با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت می کردند، ولی ابوبکر و عمر با آنکه پیش از همه خود را برای بیعت به میان انداخته بودند قبل از بیعت به صورت اعتراض گفتند: آیا این امر از طرف خداوند است یا از طرف رسولش (یعنی: از جانب خود می گویی)؟ حضرت فرمودند: از طرف خدا و رسولش است، و نیز فرمودند: آری حق است از طرف خدا و رسولش که علی امیرالمؤمنین است.

بیعت زنان
پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دستور دادند تا ظرف آبی آوردند، و پرده ای زدند که نیمی از ظرف آب در یک سوی پرده و نیم دیگر آن در سوی دیگر قرار بگیرد، تا زنان با قرار دادن دست خود در یک سوی آب، و قرار دادن امیرالمومنین علیه السلام دستشان را در سوی دیگر با حضرت بیعت کنند؛ به این صورت بیعت زنان هم انجام گرفت.
همچنین دستور دادند تا زنان هم به حضرتش تبریک و تهنیت بگویند، و این دستور را درباره همسران خویش مؤکد داشتند.
یادآور می شود که بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا علیها السلام از حاضرین در غدیر بودند. همچنین کلیه همسران پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم در آن مراسم حضور داشتند.

عمامه سحاب
پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم در این مراسم عمامه خود را که سحاب نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمومنین علیه السلام قرار دادند و انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت آویزان نمودند و فرمودند: عمامه تاج عرب است.
خود امیرالمومنین در این باره چنین فرموده اند:
پیامبر در روز غدیرخم عمامه ای بر سرم بستند و یک طرفش را بر دوشم آویختند و فرمودند: خداوند در روز بدر و حنین، مرا بوسیله ملائکه ای که چنین عمامه ای به سر داشتند یاری نمود.

شعر غدیر
بخش دیگری از مراسم پر شور غدیر، درخواست حسان بن ثابت بود. او به حضرت عرض کرد: یا رسول الله، اجازه می فرمایید شعری را که درباره علی بن ابی طالب (به مناسبت این واقعه عظیم) سروده ام بخوانم؟
حضرت فرمودند: بخوان ببرکت خداوند.
حسان گفت:
ای بزرگان قریش، سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر گوش کنید.
و سپس اشعاری را که در همانجا سروده بود خواند که به عنوان یک سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند. ذیلاً متن عربی شعر حسان و سپس ترجمه آنرا معنی آوریم:

أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِیَّ مُحَمَّداً
لَدَى دَوْحِ خُمٍّ حِینَ قَامَ مُنَادِیاً

وَ قَدْ جَاءَهُ جِبْرِیلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ
بِأَنَّکَ مَعْصُومٌ فَلَا تَکُ وَانِیاً

وَ بَلِّغْهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ
وَ إِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حَاذَرْتَ بَاغِیاً

عَلَیْکَ فَمَا بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلَهِهِمْ
رِسَالَتَهُ إِنْ کُنْتَ تَخْشَى الْأَعَادِیَا

فَقَامَ بِهِ إِذْ ذَاکَ رَافِعُ کَفِّهِ
بِیُمْنَى یَدَیْهِ مُعْلِنَ الصَّوْتِ عَالِیاً

فَقَالَ لَهُمْ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ مِنْکُمْ
وَ کَانَ لِقَوْلِی حَافِظاً لَیْسَ نَاسِیاً

فَمَوْلَاهُ مِنْ بَعْدِی عَلِیٌّ وَ إِنَّنِی
بِهِ لَکُمْ دُونَ الْبَرِیَّةِ رَاضِیاً

فَیَا رَبِّ مَنْ وَالَى عَلِیّاً فَوَالِهِ
وَ کُنْ لِلَّذِی عَادَى عَلِیّاً مُعَادِیاً

وَ یَا رَبِّ فَانْصُرْ نَاصِرِیهِ لِنَصْرِهِمْ
إِمَامَ الْهُدَى کَالْبَدْرِ یَجْلُو الدَّیَاجِیَا

وَ یَا رَبِّ فَاخْذُلْ خَاذِلِیهِ وَ کُنْ لَهُمْ
إِذَا وُقِفُوا یَوْمَ الْحِسَابِ مُکَافِیَا

آیا نمی دانید که محمد پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم کنار درختان غدیرخم با حالت ندا ایستاد، و این در حالی بود که جبرئیل از طرف خداوند پیام آورده بود که در این امر سستی مکن که تو محفوظ خواهی بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرسانی و از ظالمان بترسی و از دشمنان حذر کنی رسالت پروردگارشان را نرسانده ای.
در اینجا بود که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دست علی علیه السلام را با دست راست بلند کرد و با صدای بلند فرمود: هر کس از شما که من مولای او هستم و سخن مرا بیاد می سپارد و فراموش نمی کند، مولای او بعد از من علی است، و من فقط به او – نه به دیگری – به عنوان جانشین خود برای شما راضی هستم. پروردگارا هر کس علی را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر کس با علی دشمنی کند او را دشمن بدار. پروردگارا یاری کنندگان او را یاری فرما بخاطر نصرتشان امام هدایت کننده ای را که در تاریکیها مانند ماه شب چهارده روشنی می بخشد. پروردگارا خوار کنندگان او را خوار کن و روز قیامت که برای حساب می ایستند خودت جزا بده.

ظهور جبرئیل در غدیر
مسئله دیگری که پس از خطبه پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم پیش آمد و بار دیگر حجت را بر همگان تمام کرد، این بود که مردی زیبا صورت و خوشبوی را دیدند که در کنار مردم ایستاده بود و می گفت:
بخدا قسم، روزی مانند امروز هرگز ندیدم. چقدر کار پسر عمویش را مؤکد نمود، و برای او پیمانی بست که جز کافر به خداوند و رسولش آنرا برهم نمی زند. وای بر کسی که پیمان او را بشکند.
در اینجا عمر نزد پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم آمد و گفت: شنیدی این مرد چه گفت؟! حضرت فرمودند: آیا او را شناختی؟ گفت: نه. حضرت فرمودند:
او روح الامین جبرئیل بود. تو مواظب باش این پیمان را نشکنی، که اگر چنین کنی خدا و رسول و ملائکه و مومنان از تو بیزار خواهند بود!

معجزه غدیر، امضای الهی
واقعه عجیبی که به عنوان یک معجزه، امضای الهی را بر خط پایان غدیر ثبت کرد جریان حارث فهری بود. در آخرین ساعات از روز سوم، او به همراه دوازده نفر از اصحابش نزد پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم آمد و گفت:
ای محمد! سه سوال از تو دارم: آیا شهادت به یگانگی خداوند و پیامبری خودت را از جانب پروردگارت آورده ای یا از پیش خود گفتی؟ آیا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده ای یا از پیش خود گفتی؟ آیا این علی بن ابی طالب که گفتی ٍّمَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاه‏ ... از جانب پروردگار گفتی یا از پیش خود گفتی؟
حضرت در جواب هر سه سوال فرمودند:
خداوند به من وحی کرده است و واسطه بین من و خدا جبرئیل است و من اعلان کننده پیام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبری را اعلان نمی کنم.
حارث گفت:
خدایا اگر آنچه محمد می گوید حق و از جانب توست سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکی بر ما بفرست.
و در روایت دیگر چنین است:
خدایا، اگر محمد در آنچه می گوید صادق و راستگو است شعله ای از آتش بر ما بفرست.
همینکه سخن حارث تمام شد و براه افتاد خداوند سنگی را از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد شد و از دُبُرش خارج گردید و همانجا او را هلاک کرد. در روایت دیگر: ابر غلیظی ظاهر شد و رعد و برقی بوجود آمد و صاعقه ای رخ داد و آتشی فرود آمد و همه دوازده نفر را سوزانید.
بعد از این جریان، آیه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِع (1) ‏لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ (2) ... نازل شد. پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم به اصحابشان فرمودند: آیا دیدید و شنیدید؟ گفتند: آری.
و با این معجزه، بر همگان مسلم شد که غدیر از منبع وحی سرچشمه گرفته و یک فرمان الهی است.

پایان مراسم غدیر
بدین ترتیب پس از سه روز، مراسم پایان پذیرفت و آن روزها به عنوان ایام الولایه در ذهنها نقش بست. گروهها و قبائل عرب، هر یک با دنیایی از معارف اسلام، پس از وداع با پیامبرشان و معرفت کامل به جانشین او راهی شهر و دیار خود شدند، و پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم عازم مدینه گردید.
خبر واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و به گوش همگان رسید، و بدینگونه خداوند حجتش را بر مردم تمام کرد



فلک باآل پیغمبر بسی جور وجفا کردی     ستم اندازه ای دارد ،توبیحد ظلمها کردی

 

شدی همدست با دونان ،نمودی جور با خوبان    نه خوفی در دل از خدا، نه شرم از مصطفی کردی

زگلزارنبوت هرگلی کاندر وجود آمد         زگلشن چیدیش ، بردی بخواری مبتلا کردی

فلک ! دانی چها کردی به آل احمد مختار        یکایک را زملک آواره وبی اقربا کردی

غریب وبیکس ومسموم آن هم با لب عطشان    چنین ظلمی بعالم کس نکرده ، تو چرا کردی

بوقت احتضارش از چه بستی در بروی او   چه خونها زین عزا اندر دل اهل ولا کردی

زبعد فوت جسمش را فکندی از چه روی بام    عجب دارم که همسر از چه آن جور وجفاکردی

شهی که سایه ی لطفش بفزق خلق ایجاد است         تنش را سایه بان از از بال مرغان هوا کردی

فلک از جور تو نالم ویا از جور ام الفضل         تو آن بیدادهاکردی ویا آن بیوفاکردی 

اگر چه نیست تقصیر تو لیک از سوز دل گویم            که عالمرا چو آذر زین عزا ، نوحه سرا کردی

--به نقل از : دیوان سید غلامرضا آذر حقیقی خراسانی -جلد اول-صص 123-124 انتشارات طوس -مشهد -چاپ سوم -1348 هجری شمسی  -----



فلک باآل پیغمبر بسی جور وجفا کردی     ستم اندازه ای دارد ،توبیحد ظلمها کردی

 

شدی همدست با دونان ،نمودی جور با خوبان    نه خوفی در دل از خدا، نه شرم از مصطفی کردی

زگلزارنبوت هرگلی کاندر وجود آمد         زگلشن چیدیش ، بردی بخواری مبتلا کردی

فلک ! دانی چها کردی به آل احمد مختار        یکایک را زملک آواره وبی اقربا کردی

غریب وبیکس ومسموم آن هم با لب عطشان    چنین ظلمی بعالم کس نکرده ، تو چرا کردی

بوقت احتضارش از چه بستی در بروی او   چه خونها زین عزا اندر دل اهل ولا کردی

زبعد فوت جسمش را فکندی از چه روی بام    عجب دارم که همسر از چه آن جور وجفاکردی

شهی که سایه ی لطفش بفزق خلق ایجاد است         تنش را سایه بان از از بال مرغان هوا کردی

فلک از جور تو نالم ویا از جور ام الفضل         تو آن بیدادهاکردی ویا آن بیوفاکردی 

اگر چه نیست تقصیر تو لیک از سوز دل گویم            که عالمرا چو آذر زین عزا ، نوحه سرا کردی

--به نقل از : دیوان سید غلامرضا آذر حقیقی خراسانی -جلد اول-صص 123-124 انتشارات طوس -مشهد -چاپ سوم -1348 هجری شمسی  -----


پیام رسان
 

+ سلام ازدیدارشما شادمان وخرستدم.باز هم تشریف بیاورید

+ فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بعد از پیمبر شد مگر آن گفته های شاه خاتم رفته از گوشت که بعد ازرحلت او فاطمه از غم مکدر شد بگفت احمد مکرر فاطمه بضعه منی چرانسبت به او پس ظلمها زامت مکررشد همان زهرا که احمد زاحترامش گفت با امت دریده نامه ی ارثش زخصم شوم کافر شد نخشکیده هنوز از آب غسل شاه خاتم کفن



+ مژده که میلاد شه خاتم است عید سعید نبی اکرم است مزده که مسروری عالم رسید خرمی عالم وآدم رسید هادی کل ُ سید خاتم رسید منجی عالم شه اکرم رسید خرم از او خاطره ی عالم است عید سعید نبی اکرم است---- مزده که بی پرده رخ یار شد جلوه ی محبوب پدیدارشد کعبه از او مطلع انوار شد



+ چوشمعی سوختم از داغ مرگ ودرد هجرانت (زبان حل حضرت زینب با چوشمعی سوختم از داغ مرگ ودرد هجرانت ولی پروانه سان کردم فدا جان را به قربانت اگر چه جان ندادم کربلا در پیش نعش تو ولی صدبار مردم از برای لعل عطشانت به هر درد ومصیبت با تو همکاری نمودم من که تا تکمیل گردد انقلاب وعهد وپیمانت توخون از حنجرت میریخت، من ازدیده اشک غم چو دیدم پاره پاره پیکر صد چاک عریانت تودادی اصغر واکبر به میدان



+ باسلام به همه ی شماکاربران خوب جهان .برعکس همه ی آنهایی که از روز اول مدرسه تنها از گریه ها ی خود می گویند.من می خواهم ا ز خوشحالی روز اول مدرسه بگویم :یکی از روزهای دهه ی اول آبان ماه سال 1343 شمسی بودودریک بعد از ظهرآفتابی مادرم(که خدا رحمتش کناد )با زن همسایه در پشت بام مسجد روستا -که در کنار خانه ی ما واقع شده بود .مشغول جمع وجور کردن گندم های شیرزده بود که معمولا برای غذای زمستان آماده می کر



+ محرم-ماه خون وقیام -ماه شهاىت -ماه شکست دشمن ماه قیام ،ماه حسین ، ماه انقلاب ماه خروج پیشرومومنان بود ماه شکست دشمن قرآن وفتح حق ماه ظهور عدل به اهل جهان بود مردی قیام کرده به صحرای کربلا کز خاندان خاتم پیغمبران بود مردی قیام کرده که باانقلاب خون بر هم زن رِِژیم ستم گستران بود مردی قیام کرده که تا روز رستحیز نام گرامیش همه جا جاودان بود فرزند با کفایت نستوه بوتراب کز خون او زمین بلا گل



+ محرم-ماه خون وقیام -ماه شهاىت -ماه شکست دشمن ماه قیام ،ماه حسین ، ماه انقلاب ماه خروج پیشرومومنان بود ماه شکست دشمن قرآن وفتح حق ماه ظهور عدل به اهل جهان بود مردی قیام کرده به صحرای کربلا کز خاندان خاتم پیغمبران بود مردی قیام کرده که باانقلاب خون بر هم زن رِِژیم ستم گستران بود مردی قیام کرده که تا روز رستحیز نام گرامیش همه جا جاودان بود فرزند با کفایت نستوه بوتراب کز خون او زمین بل



+ محرم-ماه خون وقیام -ماه شهاىت -ماه شکست دشمن ماه قیام ،ماه حسین ، ماه انقلاب ماه خروج پیشرومومنان بود ماه شکست دشمن قرآن وفتح حق ماه ظهور عدل به اهل جهان بود مردی قیام کرده به صحرای کربلا کز خاندان خاتم پیغمبران بود مردی قیام کرده که باانقلاب خون بر هم زن رِِژیم ستم گستران بود مردی قیام کرده که تا روز رستحیز نام گرامیش همه جا جاودان بود فرزند با کفایت نستوه بوتراب کز خون او زمین بلا گ



+ فروشکاه شما

+ جشن عید غدیر-روز غدیر در واقع عید آل محمد علیهم السلام و روز جشن اهل بیت است، و به همین جهت تأکید خاصى از سوى ائمه علیهم السلام بر جشن گرفتن و اظهار سرور و شادى در این روز وارد شده است. شخصى یهودى که در مجلس عمر حاضر بود گفت: اگر آیه ى "الْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ..." "که در روز غدیر نازل شده" در امت ما نازل شده بود ما روز نزول آن را عید مى گرفتیم! [ الغدیر: ج 1 ص 283. عوالم: ج 3:15 ص 115





مشخصات مدیر وبلاگ
محمد حسن اسایش[341]
 

دارای بیش از ۹۰ وبلاگ ول وبلاگ ودهها البوم عکس


لوگوی وبلاگ

نویسندگان وبلاگ -گروهی
بایگانی
عناوین یادداشتهای وبلاگ
لینک‌های روزانه
صفحات اختصاصی
دسته بندی موضوعی
چهارده معصوم (علیهم السلام ) ویاران ، چهارده معصوم (علیهم السلام ) ویاران ، شوخوانی ، مناجات سحر ، همراه با اهل بیت وچهارده معصوم _علیهم السلام) ، فلک -دانی -چه ظلمی از تو -بر زهرای اطهرشد -نیلی -سیلی -ضربت در - ، فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بع ، ----باسمه تعالی -------------مراسم نیمه رمضانی در روستای کوچ نها ، باز آکه دل هنوز بیاد تو دلبر است جان از دریچه ی نظر چشم بر در اس ، مژده که میلاد شه خاتم است عید سعید نبی اکرم است مزده که ، مژده زمیلاد شه ملک دین سبط پیمبرولی چارمین مژده زمیلاد شه عالمین ، ماه قیام ،ماه حسین ، ماه انقلاب ماه خروج پیشرومومنان بود ماه شکس ، بشارت شیعیان !شد ماه شعبان ماه پیغمبر فزون شد بر خلایق لطف وجود ، همراه با اهل بیت وچهارده معصوم _علیهم السلام) ، میلاد ولی عشر -هادی دین -زاده ی خیر البشر -نور خدا -سبل علی -سبط ، ولادت فاطمهالزه -دخت نبی اکرم (ص) البشارت که عیان مهر فروزان آمد ، آمد شب میلاد علی شمس خراسان فرزند نبی ،رهبردین،حامی قرآن ده مژده ، امام هفتمین -حسن رویی -حسین خویی-زنسل حضرت زهرا -گلی از گلشن طاه ، حضرت زینب (س)-- ، فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بع ، مادران بیرجندی ویا کسانی که می خواهند کودک گریه نکند وزودتر بخوا ، فلک باآل پیغمبر بسی جور وجفا کردی ستم اندازه ای دارد ،توبیحد ظلم ، شهادت مولیامیر المومنین علی (علیه السلام)کشته شد شیر خدا، ُآه و ، ماه قیام ،ماه حسین ، ماه انقلاب ماه خروج پیشرومومنان بود ماه ش ، نیمه رمضانی ، ---غروبی سخت دلگیراست ومن ، بنشسته ام اینجا، کنار غار پرت وساکتی ، فرارسیدن محرم - محرم - محرم ماه خون - ماه ماه حسین - محرم ماه قی ، فرزند نبی ، برزهرای اطهر شد ، بسم اله -رحمان ورحیم -محمد وعلی وزهرا -یک سوار عربی -ملک الموت ، فلک دانی -چه ظلمی از توبر زهرای اطهرشد -سیلی -نیلی -ضربت در - حب ، فلک با آل پیغمبر بسی -جور وجفا کردی -فلک دانی -چها کردی به آل تا ، باز از کنوز رحمت والطاف کردگار آیات صنع در همه عالم شد آشکار با ، بازادگر -ای غائب از نظر -مشفق کاشانی-صبح مهر بخش ، باسلام به همه ی شماکاربران خوب جهان .برعکس همه ی آنهایی که از رو ، چهارده معصوم(ع) ویاران ، چو شمعی سوختم -توکاخ ظلم را لرزاندی و من سر نگون کردم ، چوشمعی سوختم -توکاخ ظلم را لرزاندی - من وازگون کردم-تودادی کربلا ، حامی قرآن ، حبل جفا -حبل المتین ، شوخوانی - ، -صص135-136-نادعلی کربلایی -موسسه---- محرم-ماه خون وقیام -ماه ، عزای رسول الله (ص) -امام مجتبی (ع) وامام رضا (ع) عزای رسول الله ، عصریک جمعه ی دلگیر -گل نرگس تو کجایی -تو خو کرببلایی -دل عشق ترک ، علیاکبر سرو روانم-اشک روانم -قدکمانم -خشکیده زبانم علی اکبر ، عید سعید شه صاحب زمان باد مبارک به همه شیعیان -- مژده زمیلاد شه ، عید سعید شه صاحب زمان -هادی دین -حامی دین قائم دین حجت اثنی عشر ، عید سعید نبی اکرم است -هادی کل -ختم رسل -ختم انبیا -شافع محشر-صب ، عید میلاد صاحب زمان است نوبت شادی شیعیان است حامی دین پیغمبر آم ، غدیر از نگاه چهارده خورشید -امام حسین وغدیر -اماباقر وغدیر -امام ، غدیر خم -اهمیت حجه الوداع هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و ، غدیر خم -حجه الوداع -خطابه اول خطابهىةم -بیعت مردان -بیعت زنان-ح ، غدیر خم -حجه الوداع-خطابه اول درمنی -خطابهدوم -بیعت عمومی -بیعت ، غدیرخم -حجه الوداع -علی برسر دست پیامبر -خطبه او -خطبه دوم -عمع ، غدیرخم -حجه الوداع-آغاز سفر -خطابه ی اول در منی -پیامبر وعلی بر- ، غروبی سخت دلگیر است -مهبط وحی خدا -حرا -محمد -سرزمین کعبه وبطحا ، غروبی سخت دلگیر است-مهبط وحی خدا -محمد -سرزمین کعبه وبطحا -یتیم ، هادی دین نبی -گشته گرفتار بلا -متوکل بنموده است -بر او جور وجفا ، هر تو مرا رکن نماز است حسین جان عشق تو مرا کعبه ی راز است حسین ج ، هفتاد تن غیور ، من رقیه خسرولب تشنه -غنچه باغ بتول -نوگل آل رسول -دست استبداد بی ، میلاد ولی عشر -هادی دین زاده ی خیر البشر -نور خدا --حجت حق -سبطن ، فلک دانی ، مژده که میلاد شه خاتم است عید سعید نبی اکرم است مزده که ، مژده مژده شد روشن، ُ چشم اهل دین به به گشته جشن میلاد میر مومنین ، مژده که شد چهره نما عسکری -گشت عیان نور خدا عسکری -نور خدا شمس ه ، ماه حسین ، ماه شهادت ، ماه شکست دشمن -مهرتو ، ماه قیام ، ماه قیام ،ماه حسین ، ماه انقلاب ماه خروج پیشرومومنان بود ماه ، فلک دانی چه ظلمی از تو& برزهرای اطهر شد& چه بیدادی زتو بر فاطمه& ، کشته شد حیىر -ساقی کوثر -حجت داور -شى فلک لرزان -شد ملک کریان -ز ، کوچ نهارجان -روستای کوچ -کوچ خراشاد -کوچ نوفرست -محمد حسن اسایش- ، گشت عیان نور خدا عسکری -گشت زرخ پرده گشا عسکری -ولادت امام حسن ع ، ماه قیام ،ماه حسین ، ماه انقلاب ماه شکست دشمن قرآن ، ماه محرم-ماه قیام -ماه ظهور -ماه خروج مردی قیام کرده -اکبر زیباج ، متوکل بنموده است برآو جوروجفا-گاه زندان وگهی حبس نظر بود زکین -گ ، ----محبوس سامرا (امام هادی )--- هادی دین نبی گشته گرفتار بلا ، ----محبوس سامرا (امام هادی )--- هادی دین نبی گشته گرفتار بلا ، ----محبوس سامرا (امام هادی )--- هادی دین نبی گشته گرفتار بلا ، محرم -ماه خون -ماه حسین ماه قیام ماه شهادت-ماه شکست ، محرم -ماه خون -ماه قیام-ماه شهاىت -ماه شکست دشمن ، محرم -ماه قیام -ماه حسین ماه خروج -ماه ظهور -ماه شکست ذشمن قرآن ، محرم ماه قیام -ماه خون -ماه بیروزی -ماه شکست دشمن قرآن -ماه خروج ، محرم،ماه خون ، محرم-ماه خون وقیام -ماه شهاىت -ماه شکست دشمن ماه قیام ،ماه حسین ، محرم-ماه قیام ماه ظهور -ماه حسین -ماه شکست دشمن -نهضت مقدس ، خراشاد-روستای خراشاد -مردم ومسجد -تفریحات -شب نشینی -تاجکوه -بچه ، خورشید رفته است ، خورشید رفته است ولی ساحل افق می سوزد از شراره ی نارنجیش هنوز وز ، خورشیدخراسانشب میلادعلی ، -در روستای کوچ نهارجان بیرجندوبسیاری ازروستاهای دیگراین شهرستان ، در ولادت امام رضا _ در ولادت امام هشتم - در ولادت ضامن آهو - در ، در ولادت رسول - محمد مصطفی ، در ولادت مولود کعبه - در ولادت مولی امیر المومنین علی - گشته جشن ، درس عملی ، درشهادت دخت رسول الله -درشهادتفاطمه الزهرا (س) ، درعزای : رسول الله -امام مجتبی-امام رضا ، درولادت امام حسن عسکری :مژده که شد چهره نما عسکری گشت عیان نور خ ، درولادت امام محمد باقر -ولادت امام محمد باقر -بازازکنوزرحمت دریا ، درولادت امام هشتم -امامرضا &فرزند نبی& رهبر دین &حامی قرآن ، درولادت دخت نبی -همسر علی - فاطمه الزهرا -البشارت که عیان مهر فر ، درولادت دوبرادر جانباز-امام حسین (ع) وابوالفضل (ع) بشارت شیعیان ، درولادت فاطمه الزهرا -ولادت دخت رسول خدا -ولادت دخت رسول الله-ال ، درولادت مولی امیرالمومنین -خانه زاد خدا (علی) علیه السلام ، درولادت همسر علی دخت نبی - مادر حسنین -فاطمه الزهرا (س) ، -دست شیر حق ، رمضان در روستای کوچ نهارجان ، رمضان -رمضان در روستای کوچ نهارجان -مناجات سحر -شوخوانی -شب خوا ، رمضان -نیمه رمضانی -روستایکوج نهارجان -شوخوانی -مناجات سحر -اسای ، رمضان-نیمه رمضانی -روستای کوج نهارجان -کوج خراشاد -اسایش محمد حس ، رهبردین ، روستای کوچ نهارجان بیرجند -کوچ خراشاد -کوچ نهارجان -مناجات سحر - ، روستای کوچ نهارجان بیرجند -کوچ خراشاد -کوچ نوفرست -کوچ ترکها -اس ، روستای کوچ نهارجان -کوچ خراشاد بیرجند -کوچ نوفرست -کوچ ترکها -مح ، روستای کوچ نهارجان -کوچ خراشاد -کوچ نوفرست -شغل مردم روستا -کارم ، روستای کوچ نهارجان -کوچ خراشاد -کوچ نوفرست -محصولات -شغل مردم -س ، روستای کوچ نهارجان-کوچ خراشاد -نوفرست -خاطرات اولین روز مدرسه -ب ، روستای کوچ نهارجان بیرجند ، روستای کوچ نهارجان -کوچ نهارجان -نیمه رمضانی -شوخوانی -مناجات سح ، -روستای کوچ نهارجان-کوچ خراشاد -مراسم نیمه رمضانی -شوخوانی -مناج ، روستایکوچ نهارجان بیرجند-کوچ نهارجان -کوچ خراشاد -کوچ نوفرست -کو ، رکن نماز -کعبه راز ، زینب غمزده با شیون وشین-یکسر آمد بسر کوی حسین -من چه گویم که چه ، ساحل افق-شعله های شرخ شفق -برق نیزه ، ساقر کوثر ، سرسلسله ی مردم آزاد حسین است -معنی مکتب تفویض علی اکبر توست-جلوه ، سنگ نوشت های بروی مزار مردگان -پدرومادر ، سید سجاد -خطبه مسجد جامع -ناقه عریان -سفر شام بلا ، شب میلادعلی -شمس خراسان حجت حق -حجت یزدان -شمس ضحی (ضحا)-رهبر دی ، شهادت امام باقر-گلزار احمد -بستان رسالت -گلهای زهرا -باقر -زید - ، امشب ژدرم آمده است -تاج سرم آمده است-قمرم آمده است -دلیل سفرم آم ، ای دخت رسول نوبر آوردی ، ای دخت رسول -نوبر آوردی -خوش نیک منظر کودک-یک دختر قهرمان -زینت ، ای دخت رسول -نوبر آوردی -زینت ده روز محشر آوردی ، ای شمس هدی -نور خدا -میر زمانه - تویی صاحب خانه ، با خاک هم آغوش شدی ، -- غروبی سخت دلگیراست ومن ، بنشسته ام اینجا، کنار غار پرت وساکتی ، - ماه قیام ،ماه حسین ، ماه انقلاب ماه خروج پیشرومومنان بود ماه ، ----------- هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم و خروج آن ، ;کشته شد شیر خدا ، 1392 سی و یکم خرداد عید سعید شه صاحب زمان باد مبارک به همه شیعی ، cنقل از شکوفه های غم -صص135-136-نادعلی کربلایی -موسسه---- محر ، آل پیغمبر-گلزار نبوت -جور وجفا -جور ام الفضل - سید غلامرضا آذر ح ، آمدشب میلاد عی -شمس خراسان --فرزند نبی -رهبر دین -حامی قرآن ، اربعین شه گلگون کفن است -برسر قبربرادر چورسید -خیز وازما بنما اس ، از بهر علی تو -دختر آوردی ، ازبهر جهاد اکبر آوردی ، ازچه توخاموش شدی ، البشارت که عیان مهرفروزان آمد -دختر ختم رسل -مه تابان -هادی کل - ، البشارت که عیان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ، ---البشارت که عیان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ی عصمت رخ جانان آ ، البشارت که عیان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ی عصمت رخ جانان آمد ، امام حسن عسکری-پرده گشا عسکری -جلوه کنان-ماه لقا عسکری ، بشارت شیعیان شد ماه شعبان ماه پیغمبر -زمین وآسمان وعرش اعظم نور ، بشارت -شیعیان -شد ماه شعبان -ماه پیغمبر-زمین وآسمان وعرش اعظم نو ، بیت حق چراغان شد -عرش نورباران شد -چشم مصطفی روشن -شاه ولایت علی ، پهن دشت رزم -مردان راه حق ، توکاخ ظلم را لرزاندی -تودادی اصغر واکبر -تورا سر بر سنان بشکست ، جانباز انقلاب عزیز خدا منم -امضاء کننده سند کربلا-برهم زن رژیم س ، جایگاه حضرت زهرا (س) در منابع اهل سنت مرکز مطالعات و پاسخ‌‌گ ، جشن دو شهزاده بی نظیر است -دو صدر الدین - دو بدر الدین - یکی در ، -جشن دوشهزاده بی نظیر است مژده که میلاد شه ووزیر است پیک الهی خ ، جشن عید غدیر-امیرالمومنین -امام رضا -نثار فاطمه در جسن غدیر-جشن ، جشن عید غدیر-روز غدیر در واقع عید آل محمد علیهم السلام و روز جشن ، جشن عید غدیر-روز غدیر -غدیر خم -خطابه اول -خطابه دوم -بیعت مردان ، جشن غدیر -رسول خدا وغدیر -امام علی وغدیر -حضرت زهرا وغدیر -امام ، جشن غدیر -غدیر خم -جشن غدیر از نکاه جهارده خورشید ، جشن غدیر مبارک باد ، جعفر صادق -حجت حق -حجت دین -سبط نبی -شبل علی -حجت خالق ، جعفرصادق -حجت دین -حجتحق -سبط نبی -شبل علی حجت خالق ، چه ظلمی از تو ، ولادت فاطمه-دخت نبی اکرم (ص) البشارت که عیان مهر فروزان آمد ظاهر ، یا الله ، یا رسول الله داغت -دارد عزا امشب سه جا بهر عزیزان -گه مدینه رود ، یارب ، یارب به محمد وعلی وزهرا ، یارب به محمد که علی را برسان ، یوسف کشور اسلام تویی مهدی جان -مجری عدل ومساوات -ناجی ملت در دام ، یوسف کشور اسلام-مهدی جان -مجری عدل ومساوات -ناجی ملت دردام ، یک دختر قهرمان زشیر حق ، کشته شد حیدر ، کشته شد شیر خدا، ُآه و واویلا ابن عم مصطفی ، آه وواویلا آه وو ، کشته شد شیر خدا، ُآه و واویلا ابن عم مصطفی ، آه وواویلا آه و ، -----کشته شد شیر خدا، ُآه و واویلا ابن عم مصطفی ، آه وواویلا-نیم ، نبرد باطل وحق ، ولادت امام رضا ،
آمار وبلاگ
بازدید امروز : 18
بازدید دیروز : 94
کل بازدید : 1401712
کل یاداشته ها : 174
لوگوی دوستان
دوستان

محمد فرشادپور لحظه های آبی( دلسروده های فضل ا... قاسمی) همفکری همراه با چهارده معصوم (علیهم السلام ) -محمد حسن اسایش کانون توحید (مسجد امیر المومنین زازران )شهرستان فلاورجان کارشناس ارشد اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی هواداران بازی عصر پادشاهان ( Kings-Era.ir ) آلبوم محمد حسن اسایش-در پارسی بلاگ اندیشه نگار جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی منتظرظهور آسمون آبی چهاربرج کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب مهندس محی الدین اله دادی مشاور *نهانخانه جان* مرکز خدمات مشاوره ای طلوع زندگی وبلاگ بایدهلو باشد گل باغ آشنایی اشک یخ تنهایی......!!!!!! تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر کاخـــــکـــــــــ نگاهی نو به مشاوره فانوس عشق قعله .: شهر عشق :. روزهای بارانی دلم پیامنمای جامع upturn یعنی تغییر مطلوب ریحانه سایت روستای چشام وبلاگ گروهیِ تَیسیر ارمغان تنهایی زیر باران (ابیات و اشعار برگزیده) بلوچستان سربازی در مسیر دل شکســــته S&N 0511 تبیان عشق ترخون عشق پنهان Manna سایت حقوقی (قانون ایران) www.LawIran.ir پسران علوی - دختران فاطمی عمارمیاندواب نت سرای الماس باور من...!!! .:شاه تورنیوز:. ندای حق غزلیات محسن نصیری(هامون) wanted hamidsportcars آتیه سازان اهواز رویابین دوستانه کشاورزی نوین عرفان وادب دل نوشته های یک دیلامی allah is my lord شَبـَــــــــــــــکَة المِشـــــــــــــکاة الإسلامیــــــــــة برات محمد هدایتی سکوت پرسروصدا خورشیدها بهار عشق دل شکسته وحیدناروئی عدالت جویان نسل بیدار تینا انان که خاک را به نظر کیمیا کنند عجیب ترین آدم ..... فقط خدا vagte raftan *...بانو...* مسعود رضانژاد فهادان از یک انسان صداقت حرف های نگفته دلهای شکسته بارانی از غم جالب انگیزناک sms های جدید بسوی ظهور گاهی شوخی دل نوشته لطیفه ، تا ریخی ، مذ هبی، اخلا قی ، سر گر می . محمد حسن اسایش پری دریایی my.album خونه ی دل زندگی ایده آل پیرمرد تنها جوانان وزندگی moh3131 همراه با جهارده معصوم (علیهمالسلام)-بلاک اسکای آلبوم محمدحسن اسایش-پارسی بلاگ البوم محمد حسن اسایش خرید کارت شارج ایرانسل -همراه اول -تالیا- رایتل فروشگاه کارت شارژ ایرانسل-همراه اوال -تالیا-رای معماری نوین قرآن آنلاین معماری ستاره طلایی زنگ تفریح سایت شیعیان بهارانه هسته گیر آلبالو ان المتقین فی مقام امین نسیم دوست غزل عشق من - او = هیچکس مائــده الهی ناکجا آباد مهندسی پیوند ارتباط داده ها DCL-ICT بشنو این نی چون حکایت می کند مهاجر بـــــــلوک7 غایب سایت رهبر معظم انقلاب کوثر ولایت نوشته هایی که دوستشان دارم از هر دری سخنی xXx عکسدونی xXx ستـــــــــــــــــــــــــــــــاره قیدار شهر جد پیامبراسلام آوای روستا alone باران نگاه
موسیقی


ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ